
برای نرگسی خانوم و رویای بودن ش از دور دست آمده بودی ، جایی در فراسوی باور من ، امروز اما باور من بودی در رویا و بیداری . دروغ وقیحانه ای است که تاریخ تکرار می شود . نه ، که تاریخ ، هر روز با تو ، آغاز میشود . امروز تکرار دوبارهای بود از تو به جلوهای دیگر ، به رنگی دیگر . با تو گذشته بودم از سیاهی ی شب ، از ستاره ها ، و آسمان و چشمه سارانی زمینی . لبخندها و دل داده گی ها . در گریزگاه...
ادامه مطلب